تبليغاتX
مهتاب من

مهتاب من

مهتاب جون این وبلاگ ساده رو با تمام وجودم تقدیمت می کنم

بوسه ای ارزانی دار

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 13:45  توسط مسعود و مهتاب  | 

خیلی دلم تنگه برات

دل تنگتم....www.orchid.blogfa.com،  

 

نوشته هاي ساده ام  غريبانه در ديدگانت مي نشيند ، دوست دارم .

 

دوستت دارم ساده مثل نوشته هايم .چطور دوستي ام را برايت ترجمه كنم ،

 

به چه زباني برايت بيان كنم كه دوستت دارم بيشتراز جان ....

 

من كه دل به تو دادم تا در دنياي كوچكت باشم .

 

نوشته هاي ساده ام كجا  مي تواند آتش درونم را برايت بيان كنند ،

 

دلم برايت تنگ شده ،بيشتر از هميشه  اي كاش راهي بود براي دوباره ديدنت    

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 22:27  توسط مسعود و مهتاب  | 

ای کاش

ای کاش دلامون صاف بود

برق چشمامون پاک بود

ته قلبامون یه ذره عشق بود

ته حرفامون تلخی نداشت

ای کاش سیاهی چشمامون

مثل سیاهی شب برای آرامش بود

خنده هامون رنگ حیله نیرنگ نداشت

ای کاش تو کوچه های بن بست دنیا یه شاهراه بود

ای کاش می دونستیم که همیشه

یه دل شکسته یه چشم بارونی

 یه بغض و کینه توی دل یه نفر جا گذاشتیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 16:42  توسط مسعود و مهتاب  | 

هدیه ای برای مهتاب

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 15:48  توسط مسعود و مهتاب  | 

تنها و بی کس

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 15:46  توسط مسعود و مهتاب  | 

مهتاب فرا آرزو های من

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 1:7  توسط مسعود و مهتاب  | 

مهتاب اندیشه های من

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 1:6  توسط مسعود و مهتاب  | 

مهتاب آرزوهای من

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 1:2  توسط مسعود و مهتاب  | 

ماهی همیشه تشنه ام

ماهی همیشه تشنه ام

در زلال لطف بی کران تو.

می برد مرا به هر کجا که میل اوست

موج دیدگان مهربان تو

***

زیر بال مرغکان خنده هات

زیر آفتاب داغ بوسه هات

-ای زلال پاک-!

جرعه جرعه جرعه می کشم ترا به کام خویش

تا که پر شود تمام جان من ز جان تو

***

ای همیشه خوب!

ای همیشه آشنا!

هر طرف که میکنم نگاه

تا همه کرانه های دور

عطر و خنده و ترانه می کند شنا

در میان بازوان تو!

***

ماهی همیشه تشنه ام

ای زلا تابناک

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

ماهی تو جان سپرده روی خاک!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 12:24  توسط مسعود و مهتاب  | 

یادته بهم میگقتی به پای تو می شنیم

یادته بهم میگقتی به پای تو می شنیم

اگه یه روز رفتی برای تو میرم

حالا چه جوری رفتی غروم رو شکستی

بهم بگو عزیزم نگات رو به کی بستی

اما می بخشم تو رو چونکه عاشقت هستم

به خاطر خوشیهات از زندگی گذشتم

زندگی ناقابله از دنیامم میگذرم

از تموم خوشیها از رویامم میگذرم

نمیدونم یه روزی شاید خودت بیایی

برام برقی نداره بیایی یا نیایی

برام خوشیت مهم بود که انگار که خوشحالی تو

هنوز تو دریای دل مثل طوفانی تو

منو دیوونه کردی خودت گذاشتی رفتی

بعد من ای غریبه با کی آشنا شدی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 9:5  توسط مسعود و مهتاب  |